یا مبین
آن کسی که پرده ابهام را از هستی بر می دارد.
اِنَّ اللَّهَ تَعالى لَيَحمى عَبدَهُ المُؤمِنَ مِنَ الدُّنيا وَ هُوَ يُحِبُّهُ كَما تَحمونَ مَريضَكُم الطَّعامَ وَ الشَّرابَ تَخافُونَ عَلَيْهِ.
نهج الفصاحه، حديث 728
خداوند تعالى چون بنده مؤمن خود را دوست دارد او را از دنيا پرهيز مىدهد؛ چنانكه شما مريض خود را از بيم مرض از خوردن و نوشيدن پرهيز مىدهيد.![]()
فلسفه صلوات
امام فخر رازى در كتاب اسرار التنزيل آورده است: علت اينكه امت به صلوات بر پيامبر(ص) امر شدهاند آن است كه روح انسان به علت ضعف ذاتى و جبلى كه ناشى از كدورت و ظلمت عالم طبيعت است آمادگى پذيرش انوار الهى را ندارد مگر وقتى كه رابطه بين خود و ارواح انبيا و اوليا را استحكام بخشد تا انوار عالم غيب كه بر ارواح آنها تابيده است به واسطه لطف ايشان بر او منعكس شود و اين معنى در واقع همان واسطه فيض بودن انبيا و ائمه(ع) و در رأس آنها وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) است و انسان با صلوات بر آن حضرت و آل او به آنها تقرب جسته و لياقت و استعداد پذيرش فيوضات الهى را پيدا مىكند و از اين جاست كه پيامبر(ص) فرمودند: «اَوْلَى النَّاسَ بى فى يَوْمِ الْقِيامَةِ اَكْثَرُهُمْ صَلَواتاً عَلَىَّ؛ سزاوارترين مردم بر من در قيامت كسانى هستند كه بيشترين صلوات را بر من فرستادهاند».(1)
صلوات خدا بر صلوات فرستنده
در بعضى روايات است كه خداوند متعال فرمود: اى بنده تو يك مرتبه صلوات بر حبيب من بفرست، من ده بار صلوات بر تو مىفرستم.
و همين گفته حق تعالى بر فضيلت و اهميت صلوات بر پيامبر اكرم(ص) كفايت مىكند زيرا درباره هيچ عبادتى به چنين عنايتى از جانب خداوند متعال اشاره نشده است. مثلاً درباره نماز و روزه و غيره وارد نشده كه هر كس دو ركعت نماز بخواند من ده ركعت نماز بر او مىگذارم.
دليل ديگر بر فضيلت ثواب صلوات بر ساير طاعات اين است كه تمام عبادات مخصوص بندگان است مثل نماز، روزه، حج، جهاد، زكوة و... و خداوند متعال از آنجا آنها منزه است مگر صلوات كه خداوند نيز به آن مبادرت نمود و مثل بندگانش بر خاتم انبيا صلوات فرستاد: (إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ)(2)
صلوات و نجات از مشکلات
ما تجربه زیادی به دست آورده ایم و وجدان نمودهایم که برای رهایی از مشکلات راههایی است که بهترین آنها که خود ما حس کردهایم و به کمک آنها به حاجاتمان رسیدهایم، چهار چیز رسیدهایم. چهار چیز است: نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات.(3)
جزای یک شب نماز
شبى دزدى به خانه شيخ احمد خضرويه رفت و بسيار گشت هيچ نيافت. شيخ آواز داد: اى جوان! دلو برگير و آب را از چاه بركش و طهارت كن و به نماز مشغول شو تا روز چيزى به تو دهم تا محروم نگردى. دزد همچنان كرد. چون روز شد خواجه صد دينار بياورد و به دزد داد و فرمود: اين جزاى عبادت يك شب نماز توست. دزد را حالتى پديد آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: زر قبول نمىكنم مرا به راه خدا راهنمايى كن تا دولت لا زوال از درگاه لايزال حاصل كنم. شيخ او را مريد كرد و يكى از اولياى حق شد.(4)
پی نوشت:
1) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 107.
2) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 110.
3) آیت بصیرت، ص 68.
4) داستانها و حكايتهاى نماز، ج 1، ص 96.
یا کاشف
کسی که پرده ها را برای ظهور چیزی کنار می زند.
مراببر به بیکران دگرنخواهم دگران 
کویری ام کویری ام جدا زهرچه غلیان
زخودجدا زتن جدا زهرچه غیرتوست جدا
سرم به تن، تنم نحیف سربه تنم ، شدم چه حیف
زخود جدا بیخود زخود مست شراب زندگی
مست شدم زآنچه هست غرق شدم درآنچه نیست
شکسته است قاب دلم برسر دیوار وجود
زمین زعشق پر می شد اگر که این تنهایی نبود
*دراین تنهایی سایه نادونی تا ابدیت جاریست .
*مواظب باشید تنهایی هایتان شما را از مسیرزندگی خارج نکند.
*شرط ادب دوست داشتن خودم هست تا دوست داشتن دیگری.
یا سبوح
کسی که برتر از آن است که تصور می کنیم . حتی این هم نیست !
میلاد زهرای مرضیه سلام الله علیها برشما و تمامی مادران و زنان مبارک ![]()
این هم هدیه من به شما دوستان عزیزم:

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو ... من نيستم
گفت: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم
سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا برنيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
*احساس لطیف ات را برای خود نگه دار .دنیـا محل خودداری است.
*خیلی ها رفتار شون با افکارشون یکی نیست ؛مثل من ، مثل تو .خیلی مواظب باش.
*واین دست نوازش خداست بر سر تو که همیشه تورا نوازش می کند.
*انتظار فرج، با تقوي درست ميشود نه با معصيت و پليدي . پس انتظار فرج سبب و منشأ ميشود كه خود را پاك كنيم.
یا کاشف
کسی که پرده ها را برای ظهور چیزی کنار می زند.
باورنکن تنهایی ات را تا یک دل و یک عقل داری
تا در عبور ازکوچه عشق بر دوش هم سرمیگذاری
امام خوبان "امام خمینی "ره :
مجاهده کن که دل را به خدا بسپاری و موثری راجز اوندانی.![]()
وقتی می گویم خدایا کارم را به تو واگذار کردم
یعنی می خواهم تو مرا ببری تا سر منزل وجود
یعنی می خواهم فقط تو به فریادم برسی
یعنی فقط سر به آستان تو می آ سایم
دستم گیر که سرتا پا گناه الودم وشرمسار
وفقط تو دستگیری وستار وفقط تو قابل هستی که مرا ببخشی .
دوستت دارم...
واین عشق را جاودانه خواهم کرد
رنگی به آن خواهم زد که هیچ نقاشی ندیده باشد
وآهنگی برآن میسازم که هیچ نوازنده ای نساخته باشد
دوستت دارم...
این آهنگ دلم هست که مرا هر لحظه به سوی تو می خواند
وتو مرا عاشقی ومن نیز ...ومن هرلحظه از تو دور شده ام وتوهر لحظه به من نزدیک تر
ومن فاصله گرفتم وتونزدیکتر ..گویی نجوایی در گوشم هست ومن بی خبرم
*همیشه دروجودمان صدای عشق می آید وما خودمان را به خواب زده ایم.
*هیچ وقت برای جبران کمبودهای خودت ، خود را عاشق خدا ندان!!
*به حرفهای حضرت دوست بیاندیش ، او خیر تورا می خواهد.کاری نکن که پشیمان شوی.
یا رب
آنکه موجودات را به سمت کمال می کشاند و آنکه مالک ، مدبر و تربیت کننده موجودات است و آنان را به سمت کمال سوق می دهد.
امام صادق (ع)فرمود:برمومن چهل شب نگذرد ،جزآنکه پیش آمدی برایش شود که غمگینش سازد تا موجب تذکرش گردد.. "کافی ج2 ص254"![]()
همیشه خیلی مهربون بود.با حرفاش دل همه رو به دست آورده بود..حرفاش ،کلماتش سرشار از عطوفت ویکپارچگی بود.ته دلش چیزی بود که با خیلی های دیگه فرق داشت ؛شاید زندگی رو یه جوری دیده بود که دیگران هنوز نفهمیده بودند. خیلی ها از عشق حرف می زدند واو از عشق تعریفی بی انتها داشت .ولی توی زندگی جای خالی یک چیز را احساس می کرد .آرامش ولذت آرامش را بیشتر(بیشتر که نه ،برای همیشه )می خواست.حساب دو ،دوتاهاش درست از آب در نمی اومد وبرای خوب بودن هنوز باید می کوشید...یه شب به خودش ،به اطرافیانش ،به گذشته اش فکر کرد.با خوبی چقدر فاصله داشت؟؟خوب بودن را درچشمان همه می دید؛کمک به دیگران همه جا، دراز کردن دست دوستی و مهربانی به فقرا ، وحتی دوست داشتن !همه اینها خوبی بود وخودش می دانست .اما بهانه ای برای خوب بودن؟؟..
از خودش باید شروع می کرد .ابتدا می دانست اولین کسی که باید در حقش خوبی شود خودشه.تا مزه خوبی را خوب بچشد .تا بهانه ای باشد برای خوبی به دیگران...تا بداند وبفهمد روزگار بهانه می خواهد واوخودش بهانه ای است گرانبها برای خوب بودن .
*همیشه بهانه ای برای خوب بودن وجودداردو آن در وجود خودتوست،قدرخودت رابیشتر بدان.
*اگر خواسته باشی می توانی عمیق تر فکر کنی وبفهمی از کجا باید شروع کنی.
*خوب بودن همیشه زندگی درگذشته نیست .کمی به فکر آینده باشیم.
یا خبیر
عالمی که به حقایق عالم احاطه دقیق و نافذی دارد به طوری که هیچ چیز بر او پوشیده نیست.
خدایا من کاری به حرف دیگران ندارم ،من مهر تأیید تو را می خواهم![]()
کاری که برای خدا باشد گفتن ندارد کاری که برای غیر خدا باشد ارزش گفتن ندارد![]()
تازگیها ارزش کار صواب و ثواب رو فهمیده ام!!(البته یه گوشه اون رو)
همیشه توی اسلام از گناه ما رو ترسوندن ،از عذاب اخروی از آتش ها و زقوم ، ازغل وزنجیر!!
همیشه علتش رو بررسی کردیم؟!
حالا برام واضحه با انجام یه کار گناه ، با اصرار بر گناه
کلی خوبی از ما گرفته میشه
فهمیدن عین گناه و به خاطر نفس ، به خاطر توضیحات بیخودی واسه سرپوش گذاشتن روی گناه
به خاطر دلم ، به خاطر عشقم ، به خاطر حتی پدر ومادرم ،به خاطر درآمد بیشتر ، به خاطر یه پست خوب
بازهم گناه روی گناه
اون وقته که ؛ حفظ حجابم ، گوش ندادن به موسیقی حرام ، صحبت نکردن با نامحرم ، خوندن نماز ،حساب وکتاب توی کارم
نخوردن مال کسی، غیبت ودروغ نگفتن برام بی ارزش میشه
حالا چی کار کنیم با اینهمه گناه؟؟![]()
همیشه با خدات صحبت کن .از اون بخواه که خودش کمکت کنه ، به ائمه متوسل بشو
همیشه راه را برای توبه وجبران باز بذار
هرشب به خودت بگو امروز چی کار کردم ؟ این یکی اشتباه بود واون درست (وقت داری در مورد دیگران فکر کنی
+ فکر در مورد خودت)
سعی کن اشتباهاتت رو بفهمی وروش سرپوش نذاری (اگه اینجوری بشه ،خیلی تاسف ناکه
)
هرجا تو شک افتادی اون کار رو ترک کن (این فرمول خیلی خوبه)
به قولي...تنها يک گناهه که انسانو به بهشت ميبره...گناهي که انسان مرتکب بشه و تا آخرين لحظه عمرش جلو چشمش باشه و ازش پشيمون باشه
*ومطمئن باش اونقدر ارزش داری که به سمت خوبی کشیده بشی (تو بهترینی)
*هنوز هم فکرم مشغوله !از خواسته هایم میدونم اما جزئیاتش را نه؟(این یعنی چی
)
*معنی عشق را چشیده ام !با همه وجودم ،با همه لطافت روحی ام (خیلی لطیفی!!)...اما هنوز یک قدم مانده..![]()
یا مبین
آن کسی که پرده ابهام را از هستی بر می دارد.
ما بی کسان ز رنج دوری خویش نالیده ایم
هرچه هست همین است دگر غلط بود آنچه خوانده ایم![]()
خطبه 202نهج البلاغه:
بیانات حضرت علی (علیه السلام) درهنگام دفن حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
دراین خطبه اشاره به "نازلت فی جوارک "شده ؛ که نشان دهنده این است که قبر فاطمه زهرا س کنار قبرحضرت محمد است .
بعضی گویند :قبر حضرت درخانه شان بود وبعد که مسجدالنبی گسترش پیدا کرد خانه حضرت هم جزء مسجد شد.
حضرت محمد به امام علی ع فرمودند:فاطمه ودیعه الهی است که به دست تو سپرده شده،برای حفظ این ودیعه از خدا کمک بخواه.
حضرت علی در این خطبه می فرمایند:
بعد از رحلت زهرا غم همیشه در کنارمن است وسهم من از شب بیداری است وتا زمانیکه عمر من پایان پذیرد بی تابی من ادامه دارد.
ای پیامبر خبر امتت را فاطمه به تو خواهد داد ، که به هم پشت شده اند وباهم متحد ...درتاریخ طبری آمده :
وقتی عمر (لعنت الله علیه) به در خانه فاطمه امد وگفت به علی بگو تا بیاید وحضرت در را بستند ، هنوز انگشتان فاطمه لای در بودکه عمر با شلاق به انگشتان شان زد ودر را آتش زده ومحکم به طرف فاطمه س کوبید." عمر اینها را به معاویه می گوید.
"برگرفته شده از مجلس تفسیر نهج البلاغه استاد رحیمی"
*حقیقت اینست که اینجا خبری نیست که نیست .قدرت مطلق فقط خداست.این را باور کن .![]()
*سرم به سنگ کوبید ، باز هم نفهمیدم که :آدم به زمین آمد/ این حادثه رویا نیست /عشق است معما نیست /می شدسفر دنیا راحت تر از این باشد/ آدم به هوس خوکرد تا خسته ترین باشد.![]()
*سرم به سنگ کوبید اما هنوز اندر خم یک کوچه مانده ام. به خدا زندگی مرگ باورها نیست.
*چرا درقفس هیچ کس کرکس نیست.![]()
یا واحد
کسی که ذاتا تنها و یکتا است.
امام خوبان "امام خمینی "ره:
**اگر میتوانی با تفکر وتلقین نظرخودرا نسبت به همه موجودات به ویژه انسان ها ،نظر رحمت وموهبت کن.**
من از بودن نمی ترسم
از آن ترسم که تو باشی و من باشم
ومن، با دیگری باشم.
![]()
![]()
![]()
..وشب جمعه نزدیک است که انتظار آمدنت شب رابرایم شیرین می کند وشیرین تر زمانی است که با چشم وگوش وقلبم تو را ببینم ،بشنوم و احساس کنم.(یعنی میشه؟)
معبودم ! ازتو دور شده بودم ، مخصوصا این چند روز اگردعایی می خواندم همه به خاطر خودم بود.خدایا تورا شکر می گویم که مرا به خود آوردی .وچه راه سختی بود بدون تو بودن...
وخودت در قرآن بیان کردی :" می گویند :به برخی ایمان آوریم وبرخی را انکار می کنیم . می خواهند دراین میان راهی برای خود برگزینند."150نساء
وگفتی:"آنان در حقیقت کافرند وبرای کافران عذاب توهین آمیزی فراهم ساختیم.."151نساء
خدایا من را از هوس هایم دورگردان که همیشه تو را بخواهم وآنچه تو خود گفتی وانکارم برای غیرتو باشد.
*همیشه راهی است اما مهم محل عبور اون راهه ،سبیل یا صراط؟
*نماز شب می خونی ؟چقدر ایمانت به خدا محکمه؟ خودت را براساس ایمانت محک بزن نه نماز شب همیشگی ات!!
*اغلب مردم دارای تفکر التقاطی اند یعنی دین را با هوس های خود قاطی کرده اند.
*یادت باشه هیچ وقت عشق را با وابستگی قاطی نکنی!(التقاط گرا)
یا علیم
کسی که هیچ چیز بر او پوشیده نیست.

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ)عليه السلام):
فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.
گفتی به ناز ،که بیش مرانجان مرا آن گفتنت که بیش مرانجانم ، آرزوست وآن دفع گفتنت که برو گه به خانه نی وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
![]()
![]()
![]()
عشق ارزان شده است
به گرانی نخرید
گاه می پندارم عشق بازیچه چشمان هوسران شده است
یا که یک جرعه هوس بهر نیاز دل مستان شده است
عشق سیری چند است که حراجش کردند
که به اندازه یک شاخه گل مصنوعی
عشق را رد وبدل می کردند
گاه می بینم عاشقی را که از حادثه عشق پریشان حال است
سخت گریان شده است وبه خود می گوید
نکند عاطفه ام خدشه ای بردارد.
"مهدی مهدوی برگرفته شده از کتاب مکاتبه واندیشه"
*ایمان گروهی از مردم مقطعی و موسمی است ،یعنی فقط هنگامی که اسباب و وسایل مادی قطع شود ، این گروه متوجه خدا می شوند.(مثل من)
*چه راحت خندیدی بعد از اینکه مرا رنجاندی.
*هیچ می دونستی دنیا چیزهای زیبایی واسه زنده موندن وزندگی کردن داره.
*غم این خفته چند خواب از چشم ترم میشکند.
*اینها چه ربطی بهم داشت؟
یا مؤمن
کسی که گواهی دهنده و ایمنی بخش است.
گل نرگـــس گل ســرخ حیدری به خدا تو ازهمه دل می بری
من که از دیدن تو سیرنمیشم اگه منو نیگام کنی پیرنمیشم
میدونم توهم منو دوستم داری اما از کارهای من خبرداری
امام زمان (ارواحنا فداه):
...وبه سمت راست وچپ متمایل نگردید بلکه راه ومقصد خودرا بر یک سنت وروش روشن به سوی دوستی ما قرار دهید که من برای شما خیر خواهی نمودم وخداوند بر من وشما شاهد است واگر غیر از این بود که صلاح شما را خواستار بوده ورحمت وشفقت ومهربانی کردن بر شما (شیعیان)را دوست داریم، زبان از خطاب به شما در می کشیدیم.(شما را نصیحت نمی کردیم).






