تبليغاتX
بوی گل نرگس s
 

بوی گل نرگس

چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم





به پیش باز بهار

یا بدیع

کسی که بدون سابقه ایجاد می کند به گونه هایی که موجب حیرت عقول است.

 

 

 

"لازم نیست برای محبت ، به برون از خویش نظر افکنید. شروع کنید به اینکه از درون اندیشه ها و احساسات خود،عشق را به برون بفرستید. آنگاه همه اشخاص واوضاع و شرایطی را که به مصلحت ومنفعت شماست به سوی خود میکشانید."

 

                                         

                                   

به پیش باز بهار

 

خونه تکانی  رو شروع کردی...

همه چیز سر جاشه ، همه لوازم تر و تمیزه ، بوی بهار میاد...

واسه دلت چی ؟

در آغاز سال نو نمی خوای دلت رو یه تکونی بدی!!؟

 

دلت آخه خیلی مهربونه ، به قلبت نزدیکه و اون تو رو بهاری میکنه.

همین امشب شروع کن به تمیز کردن دلت...

چه جوری؟ یه مداد کاغذ بیار ؛ واسه خودت بنویس

هرچی دلت می خواد بنویس .بنویس دلت چی می خواد

ازچه کاری خوشت میاد ، از چه کسی خوشت میاد

از کدوم خلق وخو ، از کدوم دانشگاه ،از کدوم استاد ، از کدوم دوستت

حالا بنویس ؛ از کدوم کار اشتباهی بدت میاد ، از کدوم حرفا ، از کدوم آدما

این دل مهربونت از چیا از کیا گله داره ؟

حتما تو این فهرستت رفتا ها وافکار خودتم هم هست؟!

حالا چه خوب و چه بد...

اون خوباشو سوا کن ، دورش خط بکش  ودوستشون داشته باش

اون بد بدا رو هم که میدونی مثل لباسهای کهنه دور بریز ودیگه نخواسته باش که داشته باشی

هی مواظب باش ! کم کم باید لجا جت ها ، کینه ها ، دروغ ها و افکار منفی رو دور بریزی.

یواش یواش وارد حوض طهارت شو . آخه  عمق این حوض خیلی زیاده .ممکنه حتی اگه شنا بلد باشی یهو پات بلغزه.

 

 

                                  واینکه پست قبلی رو حتما بخونین

 

سر سفره هفت سین حتما من را هم دعا کن ویه جایی گوشه دلت  براش باز کن.

 

سالی سرشار از عشق ومحبت ، وفا ! مثبت اندیشی ، مهربونی وسلامتی وامنیت رو از خدا براتون خواستارم.

 

 

                              همیشه به یاد اون حافظ ناظر باشین .

 

                                                  دوستدار شما عاشق حق

 

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386;ساعت 20:1;  توسط عاشق حق; 
وظايف شيعه در عصر غيبت‏

یا ظاهر

وجودی که آشکار و امری غیر قابل انکار و بدیهی است.

 

 

 

مطالب زیر برگرفته شده از سایت مکاتبه و اندیشه می باشد.

اشاره: كتاب «آفاق انتظار» تدويني از سه خطابه يكي از شيفتگان و دلباختگان آستان مقدس حضرت صاحب الزمان‏عليه السلام است كه منابر و خطابه‏هاي ارزنده‏اش مردم را متوجه ساحت مقدس ولي عصر(عج) مي‏نمود. اين كتاب در 123 صفحه به وسيله نشر آفاق منتشر شده است. آنچه در ذيل مي‏آيد گزيده و خلاصه‏اي از اين كتاب است. اميد آن كه در انجام وظايف‏مان نسبت به آن حضرت ما را ياور باشد.
دبيرخانه مكاتبه و انديشه‏

 


الف: به فكر امام زمان باشيد.

ب:محبت به امام زمان‏عليه السلام‏

ج:دعا نسبت به امام زمان‏عليه السلام‏

د:نيابت از امام زمان‏

 

دوستان عزیز سعی می کنم در هر آپ یکی از وظایف را بنویسم.

مطالب زیبایی است حتما بخونید و بکارببرید. توفیق رفیق راهتان .

 

الف: به فكر امام زمان باشيد...

اگر فرزند شما يك ساعت ديرتر از دبستان و دبيرستان بيايد - فرض كنيد ساعت پنج بايد بيايد؛ حالا ساعت شش بشود و هنوز او نيامده باشد - چه حالي پيدا مي‏كنيد؟ چه طور منقلب مي‏شويد؟ مادر، چه طور هراسناك از منزل بيرون مي‏پرد؛ از اين طرف و آن طرف مي‏رود؛ تلفن مي‏زند؛ دمِ مدرسه مي‏رود از مدير و ناظم و هر كسي كه ببيند سراغ او را مي‏گيرد. با يك ساعت دير كردن فرزند چه طور منقلب و مضطرب و
پريشان مي‏شويد و در مقام تعقيب و تحقيق بر مي‏آييد و آرام نمي‏گيريد تا فرزندتان را ببينيد؟ آيا براي امام زمانتان همين طور هستيد؟ اين گمشده از ديده‏ها كه نمي‏بينيدش و نمي‏توانيد پيدايش كنيد، آيا در جستجويش بر آمده‏ايد؟ در فِراقش اشك ريخته‏ايد؟ در غيبتش مضطرب و پريشان شده‏ايد؟ آيا براي سلامتي‏اش دعا كرده‏ايد؟


شيطان آن چنان ما را گمراه كرده است كه ما را به هر چيزي متوجه مي‏كند امّا نمي‏گذارد به امام زمان‏عليه السلام متوجه شويم. حتّي خوب‏هاي ساده دل ما را كه در رشته معنويات هستند و معتقد به نذر و توسل، از مقصد حقيقي دور مي‏كند. متوسل به هر كسي يا هر چيزي مي‏شوند؛ از سقّاخانه(!) و منار(!) و چنار(!!)(1) گرفته تا نذرهاي مختلف براي فلان مجهول الهويّه و اين طرف و آن طرف مي‏روند امّا از اصلِ
محلِّ سلطنت الاهي - كه تا رفتي و در زدي، جواب حاجت تو را مي‏دهند - از آنجا دوري مي‏كنند! لعنت بر اين شيطان مطرود؛ اين دشمن قسم خورده انسان!
شما خيمه خود را كنار خانه امام زمان بر پا كنيد و كنار ديوار او دعا كنيد؛ به مرتضي علي قسم كه جوابتان را خودشان مي‏دهند؛ نه به اين شكل كه شما را ببرند و به فلان دربان يا پاسبان بسپرند. پاسبان چه كار مي‏تواند بكند؟ خيلي مايه بگذارد شما را با افسر كشيك آشنا مي‏كند و او اگر بخواهد كاري كند با رئيس كلانتري شما را مربوط مي‏كند و اگر با او مربوط شديد او هم به رئيس شهرباني مي‏گويد و اگر او خيلي شما را دوست بدارد، از فلان وزير تمنّا مي‏كند. ده تا واسطه لازم است تا بتوانيد به مقصود برسيد. امّا درِ خانه فرمانفرماي عالم امكان، امام زمان‏عليه السلام، هميشه باز است. چرا آن دري را كه خدا باز كرده و به ما امر نموده كه از اين دربياييد:
«وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(2) «و از درهاي خانه‏ها بدان‏ها درآييد.» و باب اللّه، امروز امام زمان‏عليه السلام است.(3)


چرا از خودِ در نمي‏رويد؟ مثلاً اگر براي مسجد، درِ قشنگي باز كرده‏اند اگر از آن در وارد شويد، هم احترام داريد و هم زود به شبستان مي‏رسيد... آن وقت اگر كسي برود به پشت بام منزلش كه از روي بام‏ها به بام مسجد بيايد و بعد آنجا را سوراخ كند و خود را به درون بياندازد! اين از نافهمي و جهالت او نيست؟!
باب اللّه، امام زمان‏عليه السلام است. همين قدر كه به اين و آن التماس دعا مي‏گويي و درخواست مي‏كني،
همين قدر به خود امام زمان‏عليه السلام بگو و عرض نوكري كن و بگو: نوكرت هستم و تو آقاي من هستي.
همه خرج‏هاي غلام و نوكر به گردنِ آقا و ارباب است. اگر گرسنه باشد، برهنه باشد، بيمار باشد، خانه بخواهد، همسر نداشته باشد، تمام اين‏ها به عهده ارباب است كه او را سير كند، بپوشاند، مداوا كند، منزل بدهد و همسر برايش بگيرد. به آقا بگو: من نوكر شما هستم و شما ارباب من هستيد؛ آخر به شما بر مي‏خورد كه نوكرت گرفتار باشد!؟


برو درِ خانه امام زمان‏عليه السلام؛ بگو آمده‏ام و رها نمي‏كنم. نوكر كجا بايد برود؟ پيش آقا. فرزند كجا بايد برود؟ پيش بابا، رعيت بايد كجا برود؟ پيش ارباب و شاگرد كجا بايد برود؟ پيش معلّم. شما آقا و مولا و پدر و معلّم و ارباب من هستيد؛ تا نگيرم نمي‏روم. اگر چه بچّه چموشي هستم و دل شما از دست من خون است و خودم هم معترفم امّا با تمام اين‏ها كجا بروم؟
بچه - وقتي فضولي مي‏كند و بابا او را از خانه بيرون مي‏كند - به اين طرف و آن طرف مي‏رود امّا وقتي هوا تاريك شد جايي ندارد برود، بايد بيايد به خانه خودش؛ زير سايه بابايش. مي‏آيد و در مي‏زند. پدر - وقتي مي‏فهمد اوست - مي‏گويد: برو! دفعه دوم در مي‏زند؛ باز بابا مي‏گويد: برو. او مي‏گويد: كجا بروم؟ جاي ديگري ندارم. وقتي همين كلمه را بگويد، دل بابا تكان مي‏خورد؛ در را باز مي‏كند و مي‏گويد: بيا داخل شو.
جز تو كسي نيست هوادار ما
مونس ما، ياور ما، يارما
راه توسل را پيش بگير و به خودش متوسل شو و دست به دامن خودش بزن.
زيارت آل ياسين(4) زيارتي است كه از ناحيه خود حضرت صادر شده و زيارت عجيبي است. خيلي هم معارف در آن زيارت گنجانده شده است. اين زيارت را بزرگان روزهاي دوشنبه و پنج شنبه مي‏خواندند؛ زيرا در اين دو روز اعمال را رسماً به پيشگاه امام عصرعليه السلام عرضه مي‏دارند.(5) دوشنبه و پنج شنبه اعمال مارا خدمت آن حضرت گزارش مي‏دهند و آن حضرت صرف نظر از مقام امامتش كه محيط بر كائنات است، از كارهاي ما مطّلع مي‏شوند، لذا بزرگان در اين دو وقت بسيار دعا مي‏خوانند (مخصوصاً زيارت آل ياسین را)

 


پاورقی:

1) نظير چنار سوخته مشهد كه تا چندي قبل بود و مرحوم(!) شد و چنار امامزاده يحيي و چنار امامزاده صالح تجريش و هفت چنار(!!) كه نادان‏ها مي‏روند و ميخ مي‏كوبند و پارچه مي‏بندند و متوسل مي‏شوند.2) بقره(2): 190. در تفسير عيّاشي، ج 1، ص 105 ذيل اين آيه از حضرت باقرعليه السلام نقل مي‏كند كه:
«آلُ مُحَمَّدٍعليه السلام أبوابُ اللّه و سُبُلُه...» «خاندان پيامبر درها و راه‏هاي (منسوب به) پروردگارند.»
و در كتاب كافي (ج 1، ص 193) از امام صادق‏عليه السلام روايت شده كه:
«الأوصياء هُم أبوابُ اللّه عَزَّ وَجَلَّ الَّتي يُؤْتي‏ مِنها...» «جانشينان پيامبر، همان درهاي الاهي هستند كه از آن‏ها به خدا روي آورده شود.»
در كتاب احتجاج طبرسي (ج 1، صص 581 - 582) از امير مؤمنان چنين مي‏آورد:
«قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِلعِلم أهلاً... بقوله: «وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها» وَ البيوتُ هي بُيوتُ العلم الَّذي اسْتَودعتْه الأنبياءُ وَ أبوابُها اوصياءُهُم» «همانا خدا براي دانش كساني را شايسته قرار داده... با اين كلامش كه: (از درهاي خانه‏ها بدان‏ها درآييد). خانه‏ها در اين آيه، كاشانه‏هاي دانشي است كه پيامبران به يادگار نهاده‏اند و درهاي اين خانه‏ها جانشينان ايشان‏اند.»
در همين كتاب (ج 1، ص 540) نيز به مناسبت پرسش از همين آيه، مولاي متّقيان مي‏فرمايد:
«نَحنُ بابُ اللّهِ وَ بُيوتُهُ الَّتي يُؤْتي‏ مِنه، فَمَنْ بايَعَنا وَ أقَرَّ بِوِلايَتِنا فَقَدْ أتي البُيوتَ مِنْ أبْوابِها وَ مَنْ خالَفَنا وَفَضَّل عَلَينا غَيرَنا فَقَدْ أتي البُيوتَ مِنْ ظهورِها»
«ماييم دروازه الاهي و درِ آن خانه‏ها كه از آن به خدا روي آورده شود. هر كسي با ما پيمان بندد و به سرپرستي ما اقرار كند، ازدر خانه‏ها به درون آن‏ها راه يافته است و هر كس با ما همراهي ننمايد و ديگران را بر ما برتر شناسد، از پُشت خانه‏ها بدان‏ها در آمده است.»
3) در زيارت حضرتش بارها وي را بدان عنوان ستوده‏اند:
آ: ضمن زيارت آل ياسين كه از ناحيه مقدسه وارد شده: «السَّلامُ عَلَيْكَ يا بابَ اللّهِ وَ دَيّانَ دينِه»
ب: ضمن دعاي ندبه: «أينَ بابُ اللّه الذَّي مِنه يؤْتي‏؟»
4) احتجاج، ج 2، صص 591 - 595. اين زيارت در عصر غيبت كوتاه، از ناحيه مقدّسه صاحب الزمان‏عليه السلام، ضمن توقيع شريفي براي محمد بن عبداللّه بن جعفر الحِميري رسيد و دستور فرموده‏اند كه: «چون خواستيد به وسيله ما و از راه ما به سوي خدا رو كنيد، چنين بگوييد:...». اين زيارت در مفاتيح الجنان آمده است.
5) يكي از معتقَدات قطعي همه مسلمين به استناد قرآن كريم، ثبت گفتار و كردار افراد به وسيله فرشتگان و گزارش آن‏ها به ساحت پروردگار است. شيعيان، به شهادت آيات و احاديث، معتقدند كه اين كارنامه به پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم و جانشينان معصوم وي نيز عرضه مي‏شود. به عنوان نمونه در دو آيه زير بنگريد:
«وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ» انفطار(82): 10 - 12.
«به راستي بر شما نگهباناني هستند؛ نويسندگاني گرامي كه آنچه مي‏كنيد مي‏دانند.»
ب: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ...» توبه(9): 105.
«بگو: رفتار كنيد كه خدا و پيامبرش و مؤمنان راستين رفتارتان را به زودي خواهند ديد.»
مفسّر گرانمايه شيخ ابوعلي طبرسي در تفسير مجمع البيان، ج 5، ص 69 به مناسبت آيه اخير عباراتي دارد كه ترجمه‏اش اين است: «عالمان شيعي احاديثي آورده‏اند كه اعمال امّت در روزهاي دو شنبه و پنج شنبه بر پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم عرضه مي‏شود و ايشان بر آن‏ها آگاه مي‏گردند و هم چنين بر امامان معصوم‏عليهم السلام عرضه مي‏شود و آنان نيز آگاه مي‏گردند و مقصود از «مؤمنون» در آيه ياد شده
ايشان هستند.»
به عنوان نمونه در حديث‏زير بنگريد:
آ: الصّفار القمي، بصائر الدّرجات، ص 444 از امام باقرعليه السلام از پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم:
«... فإنَّ أعمالَكُم تُعرَضُ عَلَيَّ كُلَّ اثْنين و خميس فَما كانَ مِنْ حَسَنٍ حَمَدتُ اللّهَ عَلَيْه وَ ما كانَ مِنْ سَيِ‏ءٍ استغْفَرتُ اللّهَ لكُمْ»
«به راستي كارهاي شما در روزهاي دوشنبه و پنج شنبه بر من گزارش مي‏شود. براي آنچه نيكو باشد خداي را سپاس گويم و براي آنچه نكوهيده باشد برايتان از خدا آمرزش مي‏جويم.

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386;ساعت 0:14;  توسط عاشق حق; 
کمترین حق بندگی

یا تواب

بسیار بخشنده ای که قبول کننده توبه بندگان است.

 

 

رحلت پیامبر گرامی اسلام

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

شهادت امام رضا علیه السلام

             تسلیت باد

 

 

      

 

 

امام علی علیه السلام:

کمترین حق بندگی شما اینست که از نعمت های خدا برای گناه کمک نگیرید.


پی نوشت: تا کجا می نگریم.هنوز در خم یک کوچه مانده ایم/نعمت های خدا کجا !ما کجا!؟

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386;ساعت 23:32;  توسط عاشق حق; 
راز نگفته...

یا عزیز

کسی که برتر و غالب و شکست نا پذیر است.

 

 

وقتی زمین ناز تورا در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

 

       من عـــــــاشق چشمت شدم

                       نه عقل بود ونه دلــــــــــی

             چیزی نمی دانم از این دیوانگی وعاقلی

 

                                     

یک آن شد این عاشق شدن          دنیا همان یک لحظه بود

وقتی که من عاشق شدم            شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمیــنی تر شد و                     عالم به آدم سجده کرد

 

                    نه آتشی و نه گــــــــــلی

         چیزی نمی دانم از این دیوانگی وعاقلی

 


پی نوشت:

تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی      یک نکته ات بگویم خودرا مبین و رَستی

د رآستان جانان ازآسمان میندیش             کز اوج سربلندی افتی بخاک پستی

 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386;ساعت 21:32;  توسط عاشق حق;