یا رب
آنکه موجودات را به سمت کمال می کشاند و آنکه مالک ، مدبر و تربیت کننده موجودات است و آنان را به سمت کمال سوق می دهد.

عشق را دیگر نتوانم بخواند در این دیار
از دل برفت لباس سپید و دوست داشتنی بهار
گرم گشته روزگار کو نسیمی که من را آید به یاد
سرگشته ام ،نیست خیالی در دل، نگو از عدل وداد
عدل آن بود که لیلی معشوق بود و مجنون دلدار او 
عشق آن بود ،افسانه بود هر چه بود ولی یاد باد یاد او
دل به دریا باید زد . زندگی همین است آری .
+ نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 22:30  توسط عاشق حق
|
یا وکیل
کسی که در همه امور به او اعتماد می شود و همه امور به او واگذار می شود و او همه آنها را کفایت می کند.
عاشقانه ترین احساس زمانی شکل می گیرد که دیگر مال خود نباشی.



اى بسا ابليس آدم روى هست
پس به هر دستى نشايد داد دست
بعضى اين كار را شيوه خود قرار دادهاند، خود را آدم روى مىكنند، با وجود آنكه آدم نيستند. این طور نیست که هر كس بارى از دوش كسى برداشت بايد آدم خوبى باشد، اين را بدانيد كه در صورتى چنين است كه قصدش بار برداشتن باشد. ولى آنكه اهل رحمان نبود عمل رحمانى از او سر نمىزند، الا آنكه به جهت از راه بردن ديگران خود را به آن صورت مىسازد. حضرت امام جعفر صادقعليه السلام مىفرمايد: شيطان نود و نه راه خير را به انسان مىنمايد و راهنمايى مىكند براى آنكه در مورد صدم او را مبتلا به شرّ كند، لذا گفتهاند: اى بسا ابليس آدم روى هست.(1)
----
1) نشان از بى نشانها، نوشته على مقدادى اصفهانى، ص 118.
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 23:58  توسط عاشق حق
|
یاحق
کسی که هستی او ثابت ، محقق و دائم به ذات خود است و شکی در هستی او نیست و واقعیتی انکار نا پذیر است.
ودیگر مرا هیچ بود درآن وطن
نه آبی نه آهی که از ان بهترشدن
همی آفتاب بر رخم ناله کرد
زهرسو کویری بر دلم آشیانه کرد
صدایم صدای العطش بود وبس
نگاهم نگاه حُرم دل بودوبس
مرا با این دلدادگی رهاکرد ورفت
صدایش مثل پژواک بودورفت
مرا دانی چرا هنوز، دل به امید اوست
سقف آسمانم برفراز، به خاطر اوست



یا ابا صالح مهدی (عج) چه دنیایی است؟پراز تلاطم وسکوت
چشم ها همه نگران ومنتظر/همه میدانند امیدی هست /همه میدانند کسی هست
ولی کجاست انتظار واقعی /مولای من دوست داشتم دوست داشتن را با دوستی تو آغاز کنم
دوستی گرانبهایی که هرگز پایانی ندارد /تو مولای منی ومن دیوانه وار به گرد تو به طواف در خواهم آمد
ای آقای تمام زیبایی ها. بعضی ها زیبایی را درامواج بی هدف زندگی میدانند !!
این زیاده خواهی بی ارزشی بیش نیست / چگونه میتوان برخلاف جریان آب شنا کرد وسالم بود؟
چگونه میتوان آشیانه را بر فراز کوهی بلند ساخت وسقوط نکرد؟
همه را معبودمان به ما گفت /گوشها کرشده وچشم ها نابینا وبر دلهایمان مُهرفراموشی زده اند
ای مولایم !دستم گیر دراین گرداب نابودی
من همان بنده کوچک وبی چیز توام
+ نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 18:34  توسط عاشق حق
|
یا حسیب
کسی که به همه امور رسیدگی می کند و به امورات عالم اشراف دارد.
علی شیرخدا یا شاه مردان دل ما شادمان وشاد گردان
علی شیرخدا دردم دوا کن مناجات مرا پیش خدا کن
چراغ آسمون نذر دل تو به هر جا عاشقه دردش دوا کن


معنی بعضی کلمات برام بی مفهوم اند.مثل سردرگمی ، ذهن بسته ، خیال نا آروم ، دل نبستن ، کنج عزلت .
"یعنی می تونم ،یعنی میشه برای این چند حرفیها یه کاری بکنم؟ تو سال نویی خیلی تصمیم ها دارم مثلا ....
یعنی میشه به همشون برسم؟ وای خدا جون کاش میشد!!! اگه میشد چی میشد؟!"
این جمله ها رو خیلی بار گفتیم : "تعویض افکار ، کنترل رفتار ، سنجیده بودن گفتار "
وباز هم:
معنی بعضی کلمات برام بی مفهوم اند.مثل سردرگمی ، ذهن بسته ، خیال نا آروم ، دل نبستن ، کنج عزلت .
دوستدارم نظر تو رو بدونم ؛ چقدر خودتو شناختی ؟ میگی خیلی .اندازه سنم وحتی بیشتر از اون .قبول ...اما 
همراه عزیزم حالا که خودت رو شناختی .یعنی میدونی چی برات خوبه (مثلا من برام هوای تازه خوبه) چی برات لازمه (مثلا من برام یه مسافرت لازمه) چی برات واجبه (مثلا من برام یه ارتباط صمیمی با خدا داشتن لازمه) پس چرا عمل نمی کنی؟ میدونم خیلی هامون راه رو پیدا کردیم (البته بعضیا) ولی نمیریم سراغش .چرا نمی خوای قِل بخوری ؟ چرا هنوز مثل یه آب راکد پشت سد ذهنت موندی؟ یه ذره بیشتر بمونی ،بو میگیری ،مرداب میشی !! اون وقت حتی هیچ کس بهت نگاه هم نمیکنه که هیچ ، اصلا یادی از تو هم نمیکنه .
واز اینجا قصه شروع میشه :سردر گمی و خیال نا آروم و...
خیلی دوست دارم ببینم که منفعل شدی و داری شعله ور میشی ، داری می سوزی و این سوختن نتیجه عشق به خودته .چون یکی از ثمرات عشق سوختنه . سوختن و آب شدن تا وقتی که معشوق بگوید.
بسوز تا همه بدونن هستی واز گرمای وجودت همه انسانها استفاده کنن.
یا علی مددی مولا
+ نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 13:47  توسط عاشق حق
|